سيد علاء الدين محمد گلستانه
456
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
از معصيت ايشان ؛ زيرا كه معصيت گناهكاران ، به او ضررى نمىرساند و اطاعت « 1 » مطيعان به او نفعى نمىدهد . پس قسمت فرمود ميانهء ايشان ، معيشتهاى ايشان را . و هريك را در مرتبهء خود جاى داد . پس جمعى كه صاحب تقوايند ، در دنيا ايشان ، صاحبان فضائلاند . سخن ايشان ، حق و صواب است ، و لباس ايشان ، ميانهروى است ، و راه رفتن ايشان ، فروتنى است . چشم خود را از آنچه خداى تعالى بر ايشان حرام كرده ، پوشيدهاند و گوش خود را وقف شنيدن علمى ساختهاند كه به ايشان ، نفع دهد . و نفوس ايشان در حالت بلا ، در همان مقام است كه در حالت وسعت و رفاهيّت است ؛ و اگر نه آن بود كه خداى از براى حيات ايشان ، نهايتى مقرّر « 2 » ساخته ، يك چشم [ بر هم ] زدن ، ارواح ايشان در بدنها قرار نمىگرفت از جهت شوقى كه به ثواب الهى و خوفى كه از عذاب او دارند . عظمت خالق ، در نفوس ايشان چنان جاى كرده كه هر چه غير اوست ، در نظر ايشان ، حقير و بىقدر شده . پس حال ايشان نسبت به بهشت ، مثل كسى است كه بهشت را ديده باشد . پس گويا كه در بهشت ، مشغول تنعّماند . و نسبت به جهنّم ، مثل كسى است كه جهنّم را ديده باشد ، پس گويا كه در جهنّم به عذاب گرفتارند . دلهاى ايشان ، اندوهناك است و مردم ، از شرّ ايشان ايمناند و بدنهاى ايشان ، لاغر و نحيف ، و مطالب ايشان ، سبُك و خفيف ، و نفوس ايشان ، پرهيزگار و عفيف است . اندك مدّتى را به صبر گذرانيدهاند تا در عقبش ، راحتىِ طويل يافتهاند . و اين ، تجارتى پُر نفع است كه خداوند ، ايشان براى ايشان ، ميسّر ساخته . دنيا ، ايشان را خواسته و ايشان ، او را نخواستهاند ، و دنيا ، ايشان را اسير كرده . پس عوضى داده ، خود را خلاص كردهاند . شبها قدمهاى خود را راستِ يكديگر گذاشته ، اجزاى قرآن را به ترتيل ، تلاوت مىنمايند و نفوس خود را به آن ، محزون و اندوهناك مىگردانند و دواى درد خود را بر مىانگيزند . پس هر گاه به آيهاى گذرند كه باعث شوق به ثواب الهى شود ، ميل به او مىكنند از جهت رغبت در ثواب . و نفوس ايشان ، متوجّه او مىشود از روى اشتياق ، و چنان گمان مىكنند كه جنّت و ثواب الهى در برابر ايشان است « 3 » . و هر گاه به آيهاى از قرآن رسند كه مشتمل بر ترسيدن « 4 » از عذاب و غضب الهى باشد ، گوشهاى دل خود را به جانب آن مىاندازند و گمان مىكنند كه او از زبانه كشيدن جهنّم
--> ( 1 ) . الف و ب : « طاعات » . ( 2 ) . الف : « مقدّر » . ( 3 ) . الف و ب : - « و چنان گمان مىكنند كه جنّت و ثواب الهى در برابر نظر ايشان است » . ( 4 ) . ج : « ترسانيدن » .